وبلاگicon
همینه که هست
همینه که هست
 
قالب وبلاگ
FOllOW Me On TwiTTer


ماسک کوچک کننده بینی ماسک کوچک کننده بینی
ماسک چندکاره مخصوص بینی
پاک کننده، کوچک کننده و فرم دهنده
آموزش زبان انگلیسی در خواب
با ضمیر ناخودآگاه خود به آسانی زبان یاد بگیرید
X
تبلیغات در بلاگ اسکای

http://upit.cc/i/ee6235fb.jpg

خب همون طور که می دونین (احتمالا" نمی دونین!) مسابقات جهانی EuroVision امسال هم با شرکت 42 آهنگ از 42 کشور در باکو (پایتخت آذربایجان) برگزار خواهد شد که فینال این مسابقات روز شنبه 6 خرداد خواهد بود! در 48 ساعت اخیر با دقت به آهنگ منتخب هر کشور گوش دادم! (هر کشور یه آهنگ سهمیه داره!) و بین این 42 تا آهنگ سه تاشو انتخاب کردم! به نظرم این سه تا شانس زیادی برای مقام های اول تا سوم یوروویژن امسال خواهند داشت! هر سه تاشو براتون آماده ی دانلود کردم که گوش کنین و حالشو ببرین!

آهنگ اول که به نظرم بهترین آهنگ یورویژن امسال هستش آهنگ La La Love از Ivi Adamou نماینده ی کشور "قبرس" هستش که می تونین از لینک زیر دانلودش کنین :

DownLoad Now

آهنگ دوم هم که بسیار آهنگ زیباییه آهنگ Love Unlimited از Sofi Marinova نماینده ی کشور "بلغارستان" هستش که می تونین از لینک زیر دانلودش کنین :

DownLoad Now

آهنگ سوم هم آهنگ Never Forget از Sofi Marinova نماینده ی کشور "ایسلند" هستش که می تونین از لینک زیر دانلودش کنین :

DownLoad Now

خب این سه تا رو گوش کنین و شما هم مثل من منتظر بمونین تا روز ششم خرداد که ببینیم کدوم یکی از این آهنگها در میان سه آهنگ برتر یوروویژن امسال قرار خواهد گرفت! (به نظر من که هر سه تاش شانس قهرمانی رو داره!) به هر حال گذر زمان همه چیز رو مشخص می کنه.............ببینیم داورهای بین اللمللی هم با ما هم سلیقه هستن یا نه؟.............منتظر نظرات شما هم هستم ها!کدومش قشنگتره؟؟؟؟؟؟؟

[ پنجشنبه 28 اردیبهشت 1391 ] [ 12:21 PM ] [ احسان ]


http://upit.cc/i/60e44055.jpg


روش کلیک کنین تا بزرگتر شه!



آهنگ نوشت :

آهنگ You & I از Kalwi & Remi feat. Amanda Wilson در سبک Dance آهنگی بسیار زیباس!

Download Now

اینطور نیست؟

[ سه شنبه 26 اردیبهشت 1391 ] [ 10:30 PM ] [ احسان ]

به موقع باش...آره یه لحظه بهش فکر کن!  یعنی چی؟ یعنی خودت به موقع باش... جملش سادس ولی مهمه ! چنتا هم لحاظ داره یکیش زمانه اون یکی مکان..یکی دیگش آدمشه... این آخری چیزیه که میخوام دربارش بگم..میخوام بگم این که وقتی میری طرف یه نفر اون یه نفر تو چه فازی باشه مهمه...مثلا اگه تازه خیانت دیده باشه بدبینه اگه از یه پایان تلخ اومده باشه خسته س ..اگه.......اگه زیاد داره!!!  کلا میخوام بگم گاهی همه چی درسته فقط چون یکی ازین لحاظ هایی که اسم بردم جور نیس همه چی خراب میشه اینکه به موقع تو یه موقعیت مکانی زمانی وفاز درست باشی مثله جورکردن یه پازله !!!خلاصش اینکه به موقع برو سراغ هرچیزی و هرکسی ..پس به موقع باش

پی نوشت:اینجانب کلا زبان نوشتاری و گفتاریم با هم یکی شدن و دارن به خوبی و خوشی زیر یه سقف زندگی میکنن امشب خیلی سعی کردم فارسی رو پاس بدارم اما ازین به بعد نمیدارم واسه همین خواستم از همین الان بابت عجق وجق نویسی هام پوزش بطلبم که طلبیدم ..با تشکر


[ سه شنبه 26 اردیبهشت 1391 ] [ 01:18 AM ] [ پریسا ]


گویش دختران در سال ۸۱ :
عزیزم ، عشقم ، چرا ناراحتی ؟ قربونت برم !

گویش دختران در سال ۸۶ :
عزیزم ، عشقم ، چرا ناراحنی ؟ قلبونت برم !

گویش دختران در سال  ۹۱:
عجیجم ، عجقم ، چلا نالاحتی ؟ قلبونت بلم !


 گویش دختران در سال ۹۶ :
دیبیلم ، عولوپولو ، بیلی بولو ناتانوتو هلو ؟!



این دخترا ری....... به زبان و ادبیات فارسی با این حرف زدنشون!


پرک نوشت :

پرک مسافرته! یه موقع تو دلتون نگین چه نویسنده ی تنبلی اورده ها!

[ یکشنبه 24 اردیبهشت 1391 ] [ 8:09 PM ] [ احسان ]


http://upit.cc/i/9fa292d9.jpg


در پی انتشار خبر محکومیت یک کاریکاتوریست اراکی به 25 ضربه شلاق ، آن هم به دلیل کشیدن کاریکاتوری متعارف از نماینده این شهر در مجلس شورای اسلامی ، سایت های خبری ایران با صدور بیانیه مشترکی ، خواستار تجدید نظر در این باره و اصلاح روش های برخورد با رسانه ها شدند.

متن بیانیه به شرح زیر است:

"مطلع شده ایم که چندی پیش ، یک کاریکاتوریست اراکی به دلیل یک اقدام متعارف و معمول رسانه ای ، به تحمل تازیانه محکوم شده است. وقتی خبر را شنیدیم که محکمه ای ، کاریکاتوریست یک رسانه محلی را به دلیل کشیدن کاریکاتور نماینده اراک در مجلس شورای اسلامی "مجرم" شناخته و حکم داده که 25 ضربه شلاق به او بزنند ، گمان اصلی مان این بود که یا با شایعه ای مضحک مواجهیم و یا کاریکاتور ترسیمی ، واجد وصف مجرمانه "توهین" - ان هم در حد اعلا - بوده است که باعث شده اولاً یک نماینده با آن همه مشغله کاری ، ره به شکایت برد و ثانیاً دادگاه اراک نیز با بررسی تخصصی کاریکاتور ، آن را مصداق توهین بداند و چنان حکم سنگین و عجیبی را صادر نماید!

با این حال ، مشاهده و بررسی کاریکاتور  -که نماینده مذکور را در لباس ورزشی نشان می دهد- حاکی از آن است که کوچکترین بی حرمتی و توهینی در آن مستتر نبوده و معلوم نیست محکمه اراک ، بر چه اساسی چنین حکم عجیبی را انشاء کرده است؟!

اگر قرار بود که کشیدن کاریکاتور چهره های سیاسی ، ورزشی ،هنری و ... مستوجب شلاق و تعزیر باشد ، می بایست در هر شهری ، شعب متعددی از محاکم به بررسی کاریکاتورها و صدور احکام شلاق برای کاریکاتوریست ها اختصاص می یافت و افرادی مانند مرحوم صابری فومنی و همکارانش در "گل آقا" بارها و بارها به شلاق و حبس و اعدام محکوم می شدند!

وانگهی در کشوری که کاریکاتور شخصیت هایش از رئیس جمهور و رئیس مجلس گرفته تا وزرا و نمایندگان و دیگران ، کشیده و منتشر می شود و این ، امری متعارف است ، بر چه مبنایی می توان نماینده اراک را مستثنی کرد و کشیدن کاریکاتورش را مستوجب شلاق دانست؟!

این حکم ، نه تنها هیچ نسبتی با عدالت ندارد بلکه پیش از آن که درباره کاریکاتوریست اراکی اجرا شود ، خود تازیانه ای است بر تن همه رسانه هایی که در چارچوب قوانین کشور با همه تضییقات و محدودیت ها فعالیت می کنند.


گذشته از این ، چنین احکامی ، موهبتی بزرگ برای جریان های خارج از نظام است که ادعاهای خود در خصوص نقض آزادی های مشروع در جمهوری اسلامی را به این احکام مستند کنند کما این که چنین نیز کرده اند و می کنند.

واقعاً چگونه است که گاه یک روزنامه نگار را به دلیل نوشتن مطلبی در وبلاگش ، متهم به ریختن آب به آسیاب دشمن می کنند ولی کسی درباره افرادی که در مسندهای مهم با سخنان و کارها و آرایشان ، حیثیت ایران و انقلاب و نظام را لکه دار می کنند ، چیزی نمی گوید و جلودارشان نمی شود؟!


ما ، سایت های خبری ایران ، فارغ از آن که کاریکاتوریست نشریه اراکی چه خط سیاسی دارد و چگونه می اندیشد و صرفاً از منظری عدالتخواهانه ، اولاً خواستار لغو این حکم هستیم و ثانیاً مصرانه بر لزوم اصلاح اسلوب و روش های تعامل نهادهای حاکمیتی با رسانه ها تأکید می کنیم و دردمندانه نسبت به برخوردهای سلیقه ای و سفارشی با رسانه ها هشدار می دهیم و آن را در تضاد با حقوق اساسی ملت ایران می دانیم."


عصرایران - تابناک - اعتدال - مشرق نیوز - انتخاب - قانون آنلاین - آتی نیوز - افکار نیوز - صراط نیوز - عصرخبر - پول نیوز - بازتاب امروز - بی باک - افق نیوز -ایران ویج - جذاب نیوز - 598 - همراهان نیوز - زیست نیوز - بولتن نیوز - شفاف - پارسینه


محمود نوشت :

مصباحی مقدم نماینده ی تهران در مجلس گفته :

علیرغم عملکرد دولت ناچاریم که دندان روی چگر بگذاریم تا این یک و نیم سال پایانی عمر دولت نیز به اتمام برسد.

http://aftabnews.ir/vdceen8zpjh8npi.b9bj.html


آهنگ نوشت :

آهنگ Is It Love از Iio با صدای Nadia Ali رو گوش بدین و حالشو ببرین :

Download Now

قشنگه؟

[ جمعه 22 اردیبهشت 1391 ] [ 11:35 AM ] [ احسان ]

از ساعت ده صبح شروع کردم این پست رو بنویسم ساعت 1 بعد از ظهر که دیگه به آخرای نوشتن این پست رسیده بودم برق رفت! الان ساعت یک و پنج دقیقس که شروع کردم دوباره از اول بنویسمش! ایشالا که تا ساعت 4 بعد از ظهر برق نره فقط!!!


*************************************

دیروز با دوستام با کلی ذوق شوق پاشدیم رفتیم نمایشگاه! ( چه می دونستم امسال قراره انقدر سطح نمایشگاه پایین باشه! وگرنه ذوقم فرو کش میکرد!) آخه منو و پارسا که خودمون یه ستون نمایشگاهیم! هر سال می ریم کلی عناوین جدید می بینیم و می خریم و حالشو می بریم............دیگه والا چه می دونستیم امسال از عناوین جدید که خبری نخواهد بود که هیچ همون عناوینی که پارسالم بود دیگه نیست!!!!!!! چی؟ متوجه نشدین چی می گم؟ باشه الان براتون کامل توضیح میدم :

اول که رفتیم نشر ویدا...............نشر ویدا پارسال اومد مجموعه کتاب های خاطرات خون آشام رو برای اولین بار توی ایران چاپ کرد! ( بله بله همون The Vampire Diaries که سریالشم خیلی پرطرفداره!) منم خب چون سریالشو ندیده بودم هنوز سه جلد اولشو خریدم گفتم اگه خوشم اومد که خب سال دیگه (یعنی امسال!) میام بقیه ی جلدهاشو هم می خرم! که خب شکر خدا ما خوندیم و خیلی هم خوشمون اومد و گفتیم امسال دیگه بریم بقیه جلدهاشو هم بخریم از نمایشگاه.................رفتیم غرفه ی نشر ویدا هر چی نگاه کردم دیدم خاطرات خون آشامی وجود نداره که!!!! میگم خانم مجموعه ی خاطرات خون آشام کجاس پس؟ میگه جلد هفتمش هنوز از ارشاد مجوز نگرفته! میگم خانم جلد هفتمشو نمی خوام! همون 6 جلدی که پارسال منتشر کرده بودین کجاس؟ میگه نداریم اونا رو!!!!! میگم کتابهایی که خودتون منتشر کردین رو ندارین؟؟؟؟؟؟ میگه داشتن که داریم ولی به دلیل مشکلات فنی!!!!!!! نمی تونیم بفروشیم!!!!!.................تو رو خدا جلمه رو ببین! به دلیل مشکلات فنی!!!!!!!!!! لااقل مرد باش بگو بابا ارشاد نمیزاره همون 6 جلد اولشم بفروشیم!.................البته از اونجایی که وقتی من یه تصمیمی بگیرم هر چی بیشتر جلوم سنگ بندازن تو انجام اون تصمیم مصمم تر می شم بعد از نمایشگاه با فری جون رفتم شهر کتاب نیاوران اون سه جلد باقی مونده رو هم خریدم تا مشت محکمی باشه توی دهان آمریکای جهان خوار!!!!!!! (البته جلد هفتم که هنوز مجوز چاپ نگرفته و جلدهای هشتم تا دهم هم که قراره تا پایان سال 2012 تو آمریکا منتشر بشه!)................(نشر ویدا فقط چند تا جلد جدید از مجموعه کتاب های "Fear Street" چاپ کرده بود که خریدیم)...................پس این شد اولین ضد حال!..........البته یه ضد حال دیگه هم از نشر ویدا خوردیم که اون در واقع تقصیر خودمون بود! حالا در انتهای پست میگم چی شد!.......................از اونرم کلی گشتیم دنبال نشر پلیکان تا غرفشو پیدا کردیم دیدیم به به ماشالله! این یکی دیگه زد رو دست نشر ویدا! محض رضای خدا یه دونه عنوان جدید هم منتشر نکرده بودن..............همش همون پارسالی ها بود................خسته نباشن واقعا"!...................اینم دومین ضد حال!...................گفتم خب اشکالی نداره هر چی اینجا کمتر خرج کنم بیشتر پول برای خریدن مجموعه کتاب های Twilight خواهم داشت! (یه مجموعه ی چهار جلدیه که تقریبا" حدود 50 هزار تومن قیمتشه!) بله همون Twilight که فیلماش هم خیلی پرفروشه!............از اونجا تلک تلک تلک کوبیدیم رفتیم سالن ناشران عمومی که نشر "در دانش بهمن" رو پیدا کنیم که کتاب های Twilight رو بخریم ازش! رفتیم اونجا رسیدیم به غرفشون می بینم غرفه انگار از جنگ جهانی دوم برگشته! یه جلد Twilight این ور افتاده............یه جلد اون ور افتاده! میگم خانم مگه Twilight چهار جلد نیست؟ پس بقیه ی جلد ها کو؟ میگه والا جلد دومش رو که دیگه ارشاد بهمون اجازه ی پخششو نداد (باز خوبه انقدر مرد بود که راستشو بگه! مثل اون یکی نگفت به دلیل مشکل فنی نمی فروشیم!!!!!!!!) جلد چهارمشم که تموم کردیم! شما جلد اول و سومش رو بخر! میگم اخه جلد دومش وقتی نیست من جلد سومشو بخرم که چی بشه؟؟؟؟؟؟؟..............هیچی دیگه بالاخره همون جلد اولشو خریدم فقط! تا ببینم اصلا" خوشم میاد ازش؟ اگه خوشم اومد بعدا" عزای تهیه ی بقیه جلدهاشم می گیرم!!!!!...............خب اینم که از سومین ضد حال!...................فقط میشه گفت نشر کیمیا بود که مثل سالهای اخیر امسالم با انتشار عناوین جدیدی از "آگاتاکریستی" ما رو بسی خشنود کرد!............امسال که خداییش ترکونده بود انقدر کتاب جدید از "آگاتاکریستی" چاپ کرده بود...........اتفاقا" امسالم توی غرفه ی نشر کیمیا اتفاقی مشابه همون اتفاقی که سال گذشته رخ داده بوده برام افتاد! ( توی آرشیوم بگردین پست ویژه ی نمایشگاه پارسال رو پیدا کنین بخونین خودتون می فهمین پارسال چه اتفاقی افتاد!)............... امسال هم عین پارسال شد! یعنی این فروشندگان غرفه وقتی دیدن من چه جوری براشون کلیه ی کتابهای "آگاتاکریستی" که توی غرفشون هست رو دارم تشریح می کنم گفتن شما با مدیر غرفمون همون اقایی که پیراهن آبی تنشه صحبت کنین که انشالله سال آینده توی غرفمون از حضور شما بتونیم استفاده کنیم..................منم گفتم والا من دانشجو تشریف دارم نمی تونم ده روز زندگیمو تعطیل کنم بیام وایسم اینجا!...........کلی متاثر شد بنده ی خدا! من خودم فهمیدم!.................... چهارده جلد کتاب از نشر "کیمیا" خریدم! اتفاقا" پارسا هم دقیقا" همونایی که من خریدم رو خرید! قیافه ی فروشندگان غرفه دیدنی بود! اینجوری شده بودن : گفتن ما چهار تا بازدید کننده مثل شما در طول نمایشگاه داشته باشیم برامون کافیه!..............کلی هم ازم تشکر کردن بابت توضیحات خوب و جامع و شامل و کاملی که راجع به کتب منتشر شده توسط انتشاراتشون بهشون دادم!.................خداییش خوب شد از این یه انتشارات ضد حال نخوردیم! اجرشون با حضرت معصومه!!!!!................بعدشم رفتیم نشر پیدایش...............یه کتابی توجه منو به خودش جلب کرد! در واقع عنوان کتاب و طراحی جلدش جذاب بود! ولی تا حالا اسم نویسندشو نشنیده بودم و در واقع اصلا" تا حالا از نشر پیدایش کتابی نخریده بودم.............خب خیلی کم چنین اتفاقاتی برای کسی مثل من یا امثال من که به کتاب عشق می ورزن می افته! یعنی افرادی مثل من ( کمتر از 10% از بازدید کنندگان عزیز نمایشگاه کتاب رو عرض می کنم!) از قبل خودشون می دونن دارن دنبال چی می رن! اسم کتابو می دونن اسم نویسنده رو می دونن آثار دیگه ای از اون نویسنده رو قبلا" خوندن اسم ناشر رو می دونن..............برای همین میگم که امسال از نمایشگاه اصلا" راضی نبودم! چون همه ی این معادلات از پیش تعیین شده ی منو بهم زد!..............اگه شما بری از اون طیف اکثریتی که یه کتابم (کتاب غیر درسی!) تو عمرشون مطالعه نکردن و به صرف هایدا و هایلا و آیلا و رانی و دلستر و چیپیس و پفک و لواشک و لاس و لیس و ..............هر سال تشریف میارن نمایشگاه سطح کیفی نمایشگاه امسال رو بپرسی خب اونا قطعا" بهتون میگن سطح خیلی خوبی داشت..............خب راستم میگن! چون بساط لاس و لیس و خورد خوراک اونا که مثل همیشه پابرجا بود!.................ولی خب اگه از افرادی مثل من که فقط به صرف "کتاب" میرن نمایشگاه بپرسی قطعا" بهتون میگن سطح نمایشگاه امسال خیلی پایین بود!.................اوه اصلا" رشته ی کلاممو گم کردم! چی داشتم می گفتم؟ آها داشتم می گفتم که رفتیم نشر پیدایش و ظاهر یه کتابی ما رو جذب کرد.........ولی خب چون اطلاع خاصی هم ازش نداشتم مردد بودم در خریدش!...............خب حالا در این جور موارد یه نفر که اهل کتاب باشه چی کار می کنه؟؟؟..............ظرف سی ثانیه می تونه بفهمه که کتاب چه جوریاس! آخه کتاب با شما حرف میزنه! به شرطی که زبونشو بلد باشین!...........فقط کافیه پشت کتاب رو بیارین...........اکثر کتاب ها پشت جلدشون یه خلاصه ای از کتاب یا نویسنده ی کتاب می نویسن که خیلی بهتون کمک می کنه! بعدشم کافیه برین صفحات اول کتاب و پیشگفتار و یا مقدمه ی کتاب رو نگاه کنین اونجا هم قطعا" توضیحات خوبی بهتون میده............البته تیراژ کتاب و تعداد دفعاتی که یه کتاب تجدید چاپ شده هم به شما به میزان محبوبیت کتاب رو نشون میده..............یعنی شما در کمتر از سی ثانیه می فهمین که کتاب مورد نظر چند مرده حلاجه!!!!!..................البته اگه یه مقدار بخوایین از سی ثانیه تعلل پاتونو فراتر بزارین می تونین یه صفحه ی کتاب رو به صورت دلخواه باز کنین و چند خطشو بخونین تا سبک نگارش نویسنده هم دستتون بیاد!.................و خب با بررسی هایی که انجام دادم تصمیم گرفتم که کتاب رو بخرم! ( پارسا هم خریدش! کلا" من هر چی می خرم اونم همونو می خره! در زمینه ی کتاب عرض می کنم البته!).......................خب دیگه سرتونو درد اوردم! خیلی نوشتم! اینم یه جمله تقدیم به ملت چیپس و پفک خور و همیشه در صحنه ی نمایشگاه که محض رضای خدا یه جلد کتاب هم از نمایشگاه نمی خرن! حاضرن صد جور آشغال تو شکم کارد خوردشون بریزن ولی یه کتاب نخرن با پولشون! بدبخت آخه اونی که میریزی تو شکمتو که دو دقیقه بعدش میری دستشویی تخلیش می کنی..............یعنی ارزش کتاب قد شکمت هم نیست؟؟؟؟؟؟ کتاب تنها چیزیه که ارزشش از اسکناس هم بیشتره! چون تورم باعث میشه که 5 سال دیگه همین اسکناسی که امروز ارزش 10 هزار تومن رو داره ارزش ده تا تک تومنی رو داشته باشه!( مثال میزنم ها!) ولی کتاب هرگز از ارزشش کم نمیشه................نه تنها کم نمیشه............بلکه یه وقتایی به لطف وزارت ارشاد از تجدید چاپش هم جلوگیری میشه و در نتیجه کلی هم کم یاب و با ارزش میشه!!!! پس هرگز شما نمی تونین جایگزینی برای کتاب پیدا کنین.........حتی امروز هم که شما می تونین به راحتی یه تبلت بخرین و فایل های PDF رو بریزین روش و کتاب هاتونو اونجوری مطالعه کنین بازم می بینین که کتاب همچنان جایگاه خودشو داره! یعنی من متعقدم که کتاب تنها چیزیه که بشریت هرگز جایگزینی براش پیدا نخواهد کرد! تنها چیزی که تاریخ انقضا نداره................تنها چیزی که تموم شدنی نیست.............اصلا" شما فرض کن که مثل من بری همش کتاب های رمان بخری! اصلا" نه علمی بخوای بخونی نه تاریخی نه فرهنگی نه...............شما بی ارزش ترین کتاب ها رو هم اگه نگاه کنین قطعا" یه ویراستار داره! خب این ویراستار کارش چیه؟ کارش اینکه درست جمله بندی کنه! کارش اینکه یه دونه غلط املایی توی متن نباشه! یعنی شما بی ارزش ترین کتاب ها رو هم اگه مطالعه کنین حداقلش اینه که دیگه هیچ وقت وقتی یه متن رو می نویسین توش صد تا غلط املایی نخواهین داشت! حداقلش اینه که یاد می گیرین درست جلمه بندی کنین! حتی کتاب به شما درست حرف زدن رو هم یاد میده!


اسدالله آقا جانی میگه :

هر ملتی که نخواند محکوم به فناست!


آری این است که ملت من محکوم به فناست..................


اینم تصویری از کل 22 جلد کتابی که دیروز خریدم :


http://upit.cc/i/18d0a3bc.jpg


بالغ بر صد هزار تومن شد............حیف که بیشتر نداشتم! وگرنه یه میلیون تومن می خریدم..........

آهان راستی گفتم که تو غرفه ی نشر ویدا یه ضد حال دیگه هم خوردیم؟ اونم این بود :


http://upit.cc/i/308a5c5f.jpg


فهمیدین چی شد؟ جفتشون یکی هستن در واقع! پارسال کتاب هوادار مرموز رو از نشر پلیکان خریدم............امسال رفتم همون کتاب رو با عنوان "تحسین گر مرموز" از نشر ویدا خریدم...........انقدر اعصابم سر نبودن مجموعه ی خاطرات خون آشام تو غرفه ی ویدا خورد شده بود که اصلا" حواسم به این اشتباه نبود............مهم نیست!


*********************************

ساعت سه و نیم عصره! از ساعت ده صبح شروع کردم..............ساعت سه و نیم عصر تموم شد! چند ساعت شد؟ 5 ساعت و نیم!!! بالغ بر 5 ساعت من وقت گذاشتم نوشتم..............یه ربع هم شما وقت بزارین بخونین! مرسی..............

[ پنجشنبه 21 اردیبهشت 1391 ] [ 3:34 PM ] [ احسان ]

خب راستش خودمم نمی دونم از کجا باید شروع کنم! به هر حال از دیروز رسما" یه نویسنده ی جدید به وبم اضافه شد اونم بدون هیچ گونه اطلاع قبلی! (می خواستم سورپرایزتون کنم!) و خب واکنش های بسیار متفاوتی هم به دنبال داشت! یعنی خیلی بیشتر از اون واکنشهایی که توی بخش کامنت های پست قبلی مشاهده کردین! در واقع در پشت پرده واکنش ها بیشتر بود! از حس کنجکاوی و نگرانی گرفته تا ابراز خشنودی و تبریک و تحسین و...........از این حرفا!.................خلاصه به قدری واکنش ها گسترده بود و سوالات متعددی برای دوستانمون به وجود اومده بود که گفتم یه پست بنویسم که یه مقدار بتونم به این همه ابراز احساسات پاسخ بدم! در واقع عامل اصلی به وجود اومدن این همه سوال فکر می کنم پست خیلی مرموزی بود که خود پری نوشت! خب البته خیلی زود بود که بخواد خودشو کامل معرفی کنه! یعنی در واقع خود منم یادمه روز تولدم بود که یه پست ویژه ای گذاشتم و خودمو یه مقداری کاملتر معرفی کردم! پس هنوز وقت زیاده تا خودشو کامل معرفی کنه.......... اما خب از اونجایی که خیلی ازم راجع به این نویسنده ی جدید سوال شد گفتم بالاخره یه چیزایی هم خودم از پری بگم که تا اونجا که ممکنه این حس کنجکاوی و نگرانی و.................اینا رو به حداقل برسونم :

ذر واقع منم مثل شما نمی دونم پری کیه! یعنی من اصلا" در دنیای واقعی تا حالا ندیدمش! یه فردیه در دنیای مجازی و مدعیه که اسمش پریساس! و چند سالم از من بزرگتره! و چند صد کیلومتر هم از من فاصله داره! ( قابل توجه خاله زنک های عزیز که حرف در میارن!!!!!!!) (البته من هیچ کدوم از اینا رو نمی تونم تایید کنم! همون طور که هویت هیچ کدوم از شماها رو نمی تونم تایید و یا تکذیب کنم! اینجا یه دنیای مجازیه و کسی نمی تونه راجع به حرفای کسی اطمینان کامل داشته باشه! ولی خب ما بنا رو بر این میزاریم که همه ی حرفایی که راجع به خودش زده درست باشه!) ولی خب فارغ از این که نویسنده ی جدیدمون اسمش چیه و چندسالشه و بچه ی کجاس و چی می خونه و چی کار می کنه و................... من می تونم خودم اون چیزی رو که ازش حس می کنم رو بیان کنم! در واقع من پری رو از توییتر پیدا کردم! دیدم بد توییت نمی کنه! توییت های جالبی می کنه در واقع! اصطلاحا" میشه گفت "توییت باز" خوبیه! و خب البته گفت که قبلا" هم یه مدت خودش وبلاگ نویس بوده و منم از این فرصت نهایت استفاده رو کردم و گفتم خب کی بهتر از شما! بیا کمک ما! ما که از خدامون بود یه نویسنده ی خوب واسه وبمون پیدا کنیم ولی حقیقتا" هر کی نویسنده ی خوبیه  خودش یه وبلاگ شخصی واسه خودش داره!!! دیگه نمیاد تو وب من بنویسه که! در نتیجه دیگه گفتیم کی بهتر از پری که خودشم در حال حاضر وبلاگ نداره.............حالا اینکه آیا پری می تونه به خوبی من بنویسه؟ آیا دست نوشته هاش به پای من می رسه؟ آیا نوشته هاش جذابیت نوشته های منو داره؟..............این سوالی بود که برای خیلی ها پیش اومده بود! خب از نظر شخصیتی اگه بخوام بگم (شخصیت مجازیشو دارم میگم! تو دنیای واقعی که عرض کردم اصلا" ندیدمش!) یه چیزیه تو مایه های خودم! در واقع به نظر من "پری" یه "احسان" در قالب مونثه! یعنی برخی از ابعاد شخصیت خودمو توش می بینم! البته پری بسیار فراتر از منه ها...........یعنی خیلی فراتر از اون چند خط گنگ و مبهمیه که توی پست قبلی نوشت! اصلا" شما تردید نکنین تو این حرفم! اگه قرار بود طرف در حد من باشه که من راش نمی دادم اینجا بنویسه که.............پس هر کی میگه احسان خوبه می تونه با اطمینان بگه که پری عالیه! (خصوصیات خوب منو داره + حصوصیات بد منو نداره!) پس این از بعد شخصیتی نویسنده ی جدیدمون! اما در مورد اینکه که آیا همون طور که از نظر شخصیتی فراتر از منه آیا از نظر وبلاگ نویسی هم فراتر از منه؟ واقعا" نمی تونم پاسخ روشن و واضحی رو (حداقل فعلا"!) به این سوال بدم! یعنی این در واقع چیزیه که در گذر زمان مشخص میشه اونم در واقع من تعیین نمی کنم! شما که می خونیدش باید تعیین کنین...........در واقع میشه گفت این تنها ریسک تصمیم من بود! من اصولا" زیاد اهل ریسک نیستم تصمیماتی رو که می گیرم بر حسب منطق و فکر و استدلال شخصی خودم می گیرم ولی خب آدم همیشه که نمی تونه از همه چیز مطمئن باشه! یه وقتایی هم باید ریسک کنه! در واقع افزودن یه نویسنده ی جدید به وبلاگم یه نوع ریسک بود! البته ریسکی که به نظرم من توش از هر نظر برندم.............البته بازم می گم فقط گذر زمان اینو مشخص می کنه! اما خب من دیدم یه عده از دوستامون هم نگران سطح وبلاگ ما بودن! ( ما که میگم یعنی خودم و پری و شما! قبلا" هم گفتم که وبلاگ مال خواننده هاشه! و خب همین سطح بالای کنجکاوی و نگرانی نشون میده که خواننده هامون اینجا رو متعلق به خودشون می دونن! همین طورم هست البته!) در این مورد باید بگم که بدون تردید همچین اتفاقی به هیچ وجه رخ نمیده! چون پری در چارچوب وبلاگ من خواهد نوشت! یعنی هیچ موضوع خاضی من به موضوعات وبلاگم اضافه نکردم! و اونم قراره که در قالب همین موضوعات بنویسه..............البته من کاری ندارم که چی می خواد بنویسه ها! ولی می گم در چارچوب همین وبلاگ می نویسه! از طرفی هم من مطمئنم که "توانایی" اینو داره که خیلی بهتر از من بنویسه.........اصلا" فرض رو بر این بگذاریم که خوب هم نتونست بنویسه! ننویسه! من که در نرفتم که! من خودم همین جا هستم و همچنان مثل گذشته به فعالیت خودم ادامه میدم............پری که حقوق نگرفته از من! لطف کرده و قبول کرده که هر موقع تونست و حوصلشو داشت و چیز خاصی هم مد نظرش بود بیاد اینجا بنویسه که هم کمکی به بنده کرده باشه و هم ما از خوندنش لذت ببریم! پس در واقع اگه چیزی به ما اضافه نکنه چیزی هم ازمون کم نمی کنه! نگران نباشین پس!.........................

در انتها بازم تاکید می کنم که پری از هر نظر یه سر و گردن از من بالاتره..........و ازشم تشکر می کنم که کلبه ی محقر و کوچیک ما رو قابل دونسته و با حضور خودش منورش کرده و پذیرفته که بخشی از لحظاتشو توی کلبه ی ما با ما تقسیم کنه و کنار ما باشه!


****************************************

اووووووووووووف چقدر نوشتم! باورم نمی شد این همه بشه........ولی شد دیگه! چه میشه کرد؟!


****************************************

زیرنویس :

امروز رفتم نمایشگاه کتاب! اصلا"  از نمایشگاه امسال راضی نبودم.............فردا با پست ویژه ی نمایشگاه در خدمتتون هستم و توضیح میدم که چه خبر بود!!!!


زیرش نویس! :

حالش بهتره...............به نظر می رسه که پروردگارم داره پاسخ صریحی به مطلبی که در تاریخ 24 دی 1390 نوشتم میده!

http://ehsanhp.blogsky.com/1390/10/24/post-410

[ پنجشنبه 21 اردیبهشت 1391 ] [ 00:17 AM ] [ احسان ]
اینجا باید از خودم بنویسم.!باشه مینویسم..از کلشیه ها کلا فراریم واسه همین نمیگم اسمم فلانیه و فلان و فلان...شما فک کنین یه گمنام بیستو اندی ساله از ناکجاآباد مثلا...تا اونجایی که بشه از لحظه های جدی فرار میکنم واسه همین کلا حرفامو جدی نگیرین!!!درحال حاضر یه دانشجوام از گونه دانشگاه آزادیش و به قولی صرفا مصرف کننده..حالا واسه اینکه خیلیم مجهول الهویت نباشم به قول یه بنده خدایی !!!پرک صدام کنین عرض دیگه ای نیس برقرار باشید:)

[ سه شنبه 19 اردیبهشت 1391 ] [ 1:03 PM ] [ پریسا ]

http://upit.cc/i/da395bdd.jpg

دروغ میگه.........احساست داره باهات بازی می کنه...........یه نفر احساستو مثل یه عروسک خیمه شب بازی تو دستش گرفته و داره باهاش بازی می کنه...........عروسک گردون خیلی ماهریه...........احساستو ازش پس بگیر............احساست داره بهت دروغ میگه.............یه دروع دوست داشتنی.............همون دروغی که تو دوست داری بشنوی...........حالا وقشته که به احساست "نه" بگی و عروسک احساستو از چنگش در بیاری...........بیشتر از این نزار باهاش بازی کنه...............یه وقتایی احساست تصمیم هایی می گیره که برات خیلی گرون تموم میشه.............دیگه وقشته که احساستو خرد کنی و گرنه اون تو رو خرد می کنه!..............عروسکتو پس بگیر..............تا دیر نشده!

قلبم انگشتامو رو کیبرد حرکت داد تا یه بار دیگه قدرتشو به رخ بکشه...........قدرتش چطوره؟

آهنگ نوشت :

آهنگ جدید مرتضی پاشایی با نام "دروغ دوست داشتنی" بسیار زیباس.............

Download Now

[ دوشنبه 18 اردیبهشت 1391 ] [ 10:47 PM ] [ احسان ]

http://upit.cc/i/f4a7add0.jpg


شب گذشته پس از مدت ها انتظار سامسونگ از پادشاه خاندان کهکشانی ها پرده برداری کرد! در این مراسم که از ساعت ده و نیم شب به وقت تهران آغاز شده بود جمع کثیری از خبرنگاران و همکاران و مشتاقان و هوداران تکنولوژی گرد هم آمده بودند تا با چشمانی گرد! نظاره گر رونمایی از رویای خاندان کهکشانی ها باشند!!! من خودم به صورت زنده تا اونجایی که سرعت درپیت ایران اجازه میداد از سایت رسمی "The Next Galaxy" مراسم رو تماشا می کردم و لحظه به لحظه هم اخبار رو در توییترم می نوشتم! (میگم که توییتر یه چیز دیگس!)...............دنیا به GalaXy S3 خیره شده بود تا نظاره گر پایان حکمرانی شرکت اپل بر دنیای گوشی های همراه باشد..............

http://upit.cc/i/3f3effc5.jpg

خب زیاد نمیخوام قصه بگم! حرف مفت زدن فایده نداره که! از مشخصات این غول بزرگ وقتی بگم دیگه هیچ نیازی به شعار دادن نمی مونه! پس یه سره بریم سر معرفی GALAXY S3 :

این اسمارت فون دارای صفحه نمایشی ۴.۸ اینچی Super AMOLED HD با رزولوشن ۱۲۸۰ در ۷۲۰ پیکسل می باشد، قابلیت ارتباطی ۴G (قابلیت اتصال به اینترنت با سرعتی فراتر از تصور شما!) که البته بستگی به مکان عرضه این محصول دارد، سیستم عامل اندروید ۴.۰ آیس کریم ساندویچ، یک دوربین قدرتمند ۸ مگاپیکسلی در پشت و یک دوربین ۱.۹ مگاپیکسلی در جلو، پردازنده ی ۱.۴ گیگاهرتزی ۴ هسته ای  و رم ۱ گیگابایتی نیز از دیگر مشخصات آن می باشد.

نوآوری های متعدد سامسونگ در GALAXY S3 به قدری زیاده که من نمی دونم بگم کدومش مهمتره و از کدومش باید شروع کنم!!!!!

GALAXY S3 یک ابزار نیست! یک انسان است...............او می شنود و درک می کند و البته اطاعت می کند!!!!!! گوش می کند و پاسخ می دهد..............GALAXY S3 پا را حتی از این هم فراتر می گذارد او شما رو پیش بینی می کند!!!!!!!!!!!!!!!!!! گوشی شما زنگ می خورد..........احتیاجی نیست که گوشی را بردارید! فقط کافیست لحظه ای به گوشی خود نگاه کنید! ارتباط برقرار شده است!!!!!! شما در حال SMS فرستادن به یکی از دوستان خود هستید و در همان لحظه تصمیم به گرفتن تماس با وی می کنید...........فقط کافیست گوشی را به سمت گوش خود ببرید خود گوشی شماره ی فرد مورد نظر را برای شما شماره گیری می کند!!!!!!!! به گوشی خود بگویید می خواهم عکس بگیرم!!!! دوربین گوشی روشن می شود!!!!!!!! دیگر احتیاجی به دست های خود ندارید.............GALAXY S3 یک روبات کوچک است که در جیب شما جا می شود و کافیست دستور دهید تا اجرا کند!!!!!!!! (به چندین زبون زنده ی دنیا تسلط داره این گوشی!!!!!)



GALAXY S3 نیازی به شارژ کردن با کابل ندارد!!!!!! شما بدون نیاز به هیچ گونه آداپاتور یا کابل خاصی قادر خواهید بود گوشی خود را شارژ کنید! ( یه داک مخصوص داره واسه خودش!!!!!)


شما در حال تماشای یک ویدیو هستین و در همین حال می خواهید به تماشای یک صفحه ی وب یا پاسخگویی به SMS یکی از دوستانتان یا..............به هیچ وجه احتیاجی نیست که ویدیوی خود را متوقف کنید GALAXY S3 دارای قابلیت تصویر در تصویر است!!!!!! و شما به آسانی می توانید تصویر ویدیوی مورد نظر خود را در ابعادی کوچکتر (در کنار انجام سایر کارهاتون!) مشاهده کنید!

.....................................................

در پایان می توان در یک کلمه GALAXY S3 را فراتر از یک گوشی تلفن همراه و پایانی برای یکه تازی های شرکت اپل در دنیای فناوری نامید! ( البته اپل از همون روزی که استیو جابز مرد دیگه کارش تموم شد! ولی خب بعضی از طرفدارای متعصبش مثل کبک هنوز کلشون زیر برف بود و بازم اپل اپل می کردن که دیگه فکر می کنم با رونمایی GALAXY S3 کلشون از زیر برف اومد بیرون!!!!!)

....................................................

آخی! Iphone 4S فقط نیم گیگ رم داره؟ پردازندش فقط دو تا هسته داره؟؟؟؟؟ صفحه نمایشش هنوز تو سایز 3.5 اینچ گیر کرده؟؟؟؟؟ آخی............بمیرم!


آهنگ نوشت :

آهنگ Better Half Of Me با صدای Jonathan Mendelsohn سال گذشته توسط Dash Berlin ساخته شد و البته توی آلبوم اخیرشم بود ولی خب خود آهنگ خیلی چیز نایسی از آب در نیومده بود از نظر من!!! ولی یه ریمیکس جدید از این آهنگ اخیرا" منتشر شده که بسیار زیباس :

Download Now


[ جمعه 15 اردیبهشت 1391 ] [ 3:45 PM ] [ احسان ]

   1    2    3    4    5    6    7    8    9    10    >>

.: Weblog Themes By Ehsan Hp :.

درباره وبلاگ

می کوشم غــــم هایم را غـــرق کنم حیف که شنا کردن را خوب یاد گرفته اند.............!
آمار وبگذر
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 103721